امشب آخرين شب سال 85 است سالي كه براي من پراز ماجراهاي تلخ و شيرين روزگار بود نميدانم چرا اصلاً از اين سال خوشم نيامد شايد به خاطر كم كاريها و تنبليهاي خودم بود و بحرانهايي كه هر از چند گاهي سراغم ميآمد٬غفلتهايي كه باعث دوري از خدا ميشد و آن موقع با دوري از خدا احساس تنهايي و پوچي و تنبلي بهم دست ميداد. از نظر درسي هم خيلي سال بدي بود براي من و اينكه نتوانستم از موقعيتهايي كه براي فراگيري فعاليت تخصصي رشته خودم بدست آمد استفاده كنم .
نميدانم چرا همش دارم احساس ميكنم كه سال جديد براي من خيلي روشن و خوب خواهد بود يك جوري دارم احساس ميكنم كه مشكلاتم دارن ديگه حل ميشن . با خودم عهد بستم كه در اين سال جديد عوض بشم و به هدفهاي نرسيده خود برسم اميدوارم كه خوداي بزرگ به من كمك كنه و من رو تنها رها نكنه و هميشه مواظب باشم تا خطاهام رو بهم نشون بده تا راه صحيح رو انتخاب بكنم .
روز يكشنبه همين هفته جمعي از زنان كه در واقع خود را مدعي العموم زنان ميدانند و به نمايندگي از اين همه زن ايراني بلند شدهاند تا حقوق ضايع شده شان را بگيرند در برابر دادگاه انقلاب با آمادگي قبلي و دعوت عمومي با نوشتن اعلاميهاي كه خواستار حضور زنان شده بودند تجمع كردند و اين جمعيت به گفته اي حداكثر ۵۰ نفر بوده و به گفته خودشان آماده بودن تا همزمان با برگزاري دادگاه ۵ نفر از دوستانشان به سياستهاي يك ساله دولت در رابطه با فعاليتهاي زنان اعتراض كنند.اولين مسئله اين است كه آنها ميگوند طبق قانون اساسي ميتوانند تجمعي داشته باشند ولي اين حقوقدانان واقعاً نميداند دادگاه چه مكاني است كه ميخواهند جلوي آن تجمع كنند.همه ميدانند كه محيط دادگاه يك محيط نظامي تلقي ميشود و مقررات خاص خودش را دارد و اين تجمع با تجمعات مكانهاي ديگر فرق دارد.مسئله دوم اين است كه بعضي خبرگزاريهاميگويند كه تجمع كنندگان هيچگونه پلاك كاردي نداشته اند در صورتي كه شاهدان عيني كه ماجرا را گفتهاند پلاك كاردها را ديدهاند و ابتدا به آنها هشدار داده شده و بعد تلاش كردهاند كه آنها را متفرق كنند ولي آنها پافشاري ميكنند و ميمانند و بعد دستگير ميشوند و بلاخره به هتل اوين ميروند كه جاي بزرگاني چون شهرام جزايري بوده و از اونجا تونسته شركت ثبت كنه. از نظر من اين اقدام به صراحت دنبال كننده آن انقلاب نرم و از نمادهاي بودجه امريكايي ميباشد كه همانطور كه قبلاً گفتم امريكا و كشورهاي اروپايي سعي دارند از اين موضوع خبرنگاران و حقوق زنان و حقوق بشر كه واقعاً دستمايهاي براي زورگويان است استفاده ابزاري كنند و با دروغ پردازي ها سعي بر نشان دادن غير واقعيتها در ايران هستند.اگر اقدام آنها عليه امنيت اين ملت صبور نيست پس چيست؟اقدامي كه بلافاصله رسانههاي غربي آن را در بوقهاي خودشون ميزارن و پخش ميكنن. و جلسه تشكيل ميدن تو ايران فلانه و....
وقتي كه مصاحبه پرستو رو با راديو زمانه شنيدم چهره زندان براي من فرو ريخت.او با يك هيجان و شوق از هتل اوين ميگفت و از رفتار خوب مهماندارهاي آنجا و گله كرده بود از اينكه اتاقشون كوچيك بوده و نميگذاشتن پنجرهاي با كنن كه هوا عوض بشه! من هم پيشنهاد دادم كه براي ۸ مارس اگه بازم هواي هتل اوين رو كردي بگو كه برات يه اتاق كنار بزارن كه يه پنجره رو به حياط داشته باشه.جالب اينجاست كه بعضي ها ميخواهند به زور بگويند به آنها بد گذشته در صورتي كه خودشان خيلي راضي هستند.
من هنوزم سر حرفم هستند كه اگه اين مدافعان حقوق زن راست ميگن اين دفتر هاي اروپايي امريكايشون رو ببندند و از حقوق پايه اي زناني كه همون آموزشه شروع كنند.و از اول برن تو روستاها و با چادر نشينها تا بفهمند اون زنان به خاطر بيسوادي و عدم آموزش چطوري حقشون ضايع ميشه.اونوقت ببينن مردم و دولت حمايتشون نميكنند؟ميتونند آموزشهاي بهداشتي و اجتماعي و درسي بدن كه به نظر من بهترينه. نه اينكه همش تو اروپا دوره برن و با دشمناي اين مملكت ندانسته يا دانسته رابطه برقرار كنند و به اونها خدمت كنند و اگر خواستن جلوي اينكارشون رو بگيرند بگن كه آزادي نيست براي خيانت به مردم كشورم و جلوي دادگاه تجمع كنن و حقالناس را با تاخير در كار مردم تضييع كنند.به نظر شما اين كار شما چه كمكي به زنان اين كشور كرد چه كمكي به اون زن روستايي كرد.تنها دل دشمنان اين نظام رو شاد كرد تا چند روزي دست به جنگ رواني بزنند الحق كه خوب اموزش ديده ايد.
مرتبط:
پرستو دوكوهي به عنوان فردي كه در اولين گروه از آزادشدگان بود امروز بعد از ظهر ميرود تا گزارشكار خود را به طراحي كنندگان اين پروژه تحويل بدهد.
بايد گفت كه حقوق زنان يكي از مهمترين مسائلي بود كه در آن زمان به اعراب كمك كرد تا از آن نگاه خشن به زن جلوگيري كند و در آن زمان بود كه اسلام معرفت زن را معرفي كرد و نمونه هاي آن را ميتوان حضرت خديجه و حضرت فاطمه ناميد.
دين اسلام از نگاه ابزاري به زن اجتناب ميكند و به آن به عنوان يك انسان كه ميتواند با پاكدامني و معرفت و ويژگيهاي خود يك خانواده و به تبع يك جامعه را به آرمانهاي اسلامي و انساني برساند نگاه ميكند.
متاسفانه بايد گفت كه در چند سال اخير دشمنان اسلام با طرح پروژههايي مبني بر عدم رعايت حقوق زنان در اسلام سعي در ايجاد شبهه كرده كه اين پروژه خود را در راستاي فروپاشي از درون و يا جنگ نرم آغاز كرده و بعد از طرح عدم تساوي حقوق زن و مرد در اسلام و بخصوص با نشان دادن آن در ايران سعي كرده كه در مجامع بينالمللي قطعنامههايي بر ضد ايران در مجامع جعلي خودشان كه جايي براي زور گفتن به ملتهايي است كه در مقابل آنها ايستادهاند تصويب شده.و اين مسئله روشن است كه امريكا در راستاي پروژه پيشبرد دموكراسي خود در ايران يكي از محورهاي خود را بر روي مسئله حقوق زنان و مانور بر روي آن قرار داده كه در اثبات اين گفته ميتوان به تاسيس سازمانهاي غير دولتي(NGO) جديد در اين مدت اشاره كرد كه سعي دارند با بودجههاي امريكايي اروپايي در اين راستا گام بردارند كه بيشتر آنها حرفشان در رابطه با خواستهايي است كه در جوامع بيدين رواج دارد.چيزي كه مهم است اين است كه اين اتحاد امريكايي اروپايي كه اسلام را در مقابل خود ديده سعي مكند با آموزش فعالان جنبش زنان در اين راستا و دادن مزاياي آنچناني به آنها در راستاي خيانت به ملتشان گام بردارند.
به يك نمونه آن ميتوان به روز تجمع روز جهاني زن و ورود زنان به ورزشگاه اشاره كرد كه در واقع همه تداركات آن توسط چنين سازمانهايي داده شده بود و خبرگزاريهاي خارجي هم از پيش آمده بودند تا به قول خودشان صداي اين جمعيت را به گوش جهانيان برسانند و كلي هم روي اين مسئله مانور دادند و حتي سازمانهاي خارجي در اين مورد نظر داده بودند كه چرا به خشونت كشيده شده و مدتي است كه اتحاديه اروپا هم شروع كرده به مانور دادن بر روي مسائل حقوق زنان ولي اين خبرگزاريها و اتحاديه اروپا ديروز ميليونها انسان را نديدند و شايد ديدند و ترسيدند.
بايد به همه اين خانمهايي كه در اين تجمعها جمع ميشوند بايد گفت كه اگر احساس ميكنيد حقي از شما ضايع شده آن را به اسلام ربط ندهيد و گول اين خيانتكاران به اصطلاح فعال زن را نخوريد كه آنها مواجب بگيراني بيش نيستند.به نظر شما چرا خبرگزاريهاي خارجي تجمع 100نفري روز زن را ميبيند ولي تجمع ميليوني مردم را نمي بيند؟
از نظر اسلام مرد و زن داراي حقوق برابري هستند و در تمامي احكام ميتوان آن را ديد.اگر تفاوتي هم احساس ميكنيد ناشي از تفاوت روحيات زن و مرد است و در مورد بحث طلاق و حضانت فرزند و...هم شما ميتوانيد با شرايط ضمن عقد با اين تفاوتها كنار بياييد.
ولي اينكه يك گروهي در قالب خواسته هاي فمنيستي خود مثلاً خواستار آزادي روابط جنسي در هر سطح از زندگي و هر شخص و سقط جنين و برهنگي هستند اين مسائل در اسلام به شدت نفي ميشود چون نظام اجتماعي اسلام بر اساس خانواده و پايداري آن شكل گرفته اين همان نظام اجتماعي است كه غرب بعد از اين همه مدت سردرگمي دارد سعي ميكند به آن برسد.در اسلام نهاد خانواده خيلي مهم است و به عنوان پرورشگاه انسانهاست و پايداري آن موجب سلامت اجتماع خواهد شد به همين خاطر است كه اسلام با اين روابط و مسائل مخالف است.
من خودم به شخصه قبول دارم در جامعه مرد سالارانه ما به زنان ظلم شده ولي اين مال دختران جواني كه امروزه ازدواج ميكنند نيست اين حقوق پايمال شده مادران ماست. و يك مسئله مهم آن هم مربوط به آموزش و سواد و اعتماد بنفس است كه در سطح مادران ما كم است و به همين خاطر ظلمهايي به آنها ميشود ولي در مورد جامعه امروزي مطمئنناً چنين نيست چون ما داريم ارتباط زنان و شوهراني را ميبينيم كه گوياي اين مسئله است ولي اين مسئله هنوز در شهرهاي كوچك و روستاها حل نشده و اگر اين NGOها به اصطلاح حامي حقوق زنان هستند بهتر است اولين اولويت كاري خود را به آموزش در روستاها بگزارند و اول هم از چادر نشينان شروع كنند نه اينكه بخواهند بروي برهنگي زنان شهرهاي بزرگ مانور دهند.
امروز تقريباً ساعت 9:45 صبح بود كه داشتم به همراه پدر و مادربه محل شروع راهپيمايي 22 بهمن ماه رفتيم در طول راه مني كه براي اولين بار در چنين مراسمي شركت كرده بودم از انبوه جمعيت شگفت زده شده بودم و يك احساس خوشحالي و غروري داشتم كه در اين جمع حاضر شدم من هم قبلاً خيال ميكردم هيچ كس نميرود و آنهايي كه ميروند به اجبار است ولي امروز ديدم كه همه ي مردم از همه اقشار و پير و جوان و كودك در اين مراسم شركت كردند تا شعار مرگ بر استكبار را بگويند و بگويند ما براي رسيدن به انرژي هستهاي پشتيبان حكومتيم.نكته قابل توجه حضور زنان بود كه واقعاً ازآقايان هم پيشي گرفته بودند.
يك نكته جالب با اينكه چندين ساعت از اين حماسه حضور ملت ميگزره ولي هنوز اخبار واقعي توسط خبرگزاريهايي كه شب و روز دارن در مورد مسائل ايران مينويسند و اگه يك روز يك زنداني و منافق خيانتكار به اين ملت در زندان اعتصاب بكنه اونو تو بوقاي خودشون ميزارن ولي اين همه حضور مردم ايران رو نديدند وتنها در مورد سقوط يك نفر از بالاي آزادي گفتن كه به عنوان مثال ميشه به راديو زمانه و بيبي سي فارسي و ... اشاره كرد و بايد گفت آنها با ديدن اين حماسه مردم كور شده اند و تا مدتها در يك شوك فرو خواهند رفت و نقشه هاي خود را همه شكست خورده خواهند ديد.
اين پست به دليل غلط املايي حظور و حاظر به جاي حضور و حاضر ويرايش شد.از همه دوستاني كه كامنت گذاشته بودند و اين اشتباه را تذكر داده بودند ممنونم.(من هميشه املام بد بوده!!)
فردا روز بسيار بزرگي براي همهي ايرانيان خواهد بود روز 22 بهمن روزي كه رهبري بر قلب هاي مردم ايران توسط امام بر توپ و تفنگ پيروز شد.روزي كه راهپيمايي و حظور مردم سرنوشت و امنيت ما را در طول سال در برابر بيگانگان تضميين ميكند.چون دشمنان اين نظام ميخواهند نشان بدهند كه مردم نسبت به انقلاب و آرمانهاي آن دلسر شدهاند.
من به شخصه تا حالا در اين راهپيمايي 22بهمن شركت نكردهام و هر وقت كه پدر مادرم ميرفتن و به من هم ميگفتند بيا هميشه گفتم حالا رفتن من يك نفر چه توفيقي ميكند ولي ميدانم امسال مسئله امنيت كشورم است. همانطور كه ميدانيد امسال ما سال سختي از نظر قطعنامهها در همه سطوح داشتيم و دليل آن هم ايستادگي مردم و دولت در مقابل اين زورگوي جهان امريكا بود و حتي در اين اواخر حرفهايي از حمله به ايران ميشد وهمهي اينها به خاطر عدم آگاهي دشمنان از روحيات ما مردم ايران بود.آنها نميداند كه اگر به ايراني حمله بكنند جهنم را خواهند ديد آنها آن نوجوان 14 ساله را نديدهاند كه در خط مقدم جبهه ميدانهاي مين را خنثي ميكرد آنها آن بسيجيان 18 بيادعا را نديدهاند كه چطور در خاك عراق شناسايي انجام ميداند و همه آنها به خاطر ايمان و اطاعت از رهبري بود مطمئنن جوانان اين زمان هم همينطور خواهند بود.
پس من جوان 21 ساله دانشجو فردا شركت ميكنم چون ميخواهم به دشمنان انقلابم كه با خون شهدايمان بدست آمده بگويم كه من فرزند و پشتيبان اين انقلابم..من ميخواهم فردا فرياد بزنم امريكا مرگ بر تو ٬ اسرائيل مرگ برتو و انگليس مرگ بر تو.
بر هيچ كس پوشيده نيست كه حجم كاري دولت نهم و انتظارات مردم از اين دولت در دوران انقلاب اسلامي بيسابقه است و همچنين حجم مبادلات كاري بين دولت و مجلس نشانه گر همين موضوع است و بطوري است كه برنامه هايي كه در مجلس و دولت اصلاحات از اجراي آن شانه خالي ميكردند در حال برنامه ريزي در دولت است از اين نمونه ميتوان به كاهش وابستگي بودجه به درامدهاي نفتي اشاره كرد و همچنين خصوصي سازي و يا طرح ساماندهي وسايل نقليه عمومي و كاهش سوخت و يا تبصره 13 معروف همه ي اينها نشانهاي از عزم دولت و مجلس است.
در مورد پروندهي هستي هم بايد گفت كه دولت اصلاحات واقعاً مردم ايران و غرور ايرانيان به خاطر كوتاه آمدنهاي بيجا و دادن امتيازات به دشمنان را اشاره كرد كه واقعاً از اين همه اطاعت در برابر دشمنان و كوتاه آمدنها انسان احساس خوبي نميكند. و حالا هم كه مردم با خواست خود از دولت ميخواهند در مقابل اين زورگويان بايستد دولت را متهم به تندروي ميكنند و شروع بع انتقاد ميكنند.
اخيراً هم مشاهده شده در راستاي پروژه دشمنان مبني بر تضعيف دولت بين مردم آنها هم همسو شده و در شرايطي كه جامعه نياز به اتحاد و هم دلي دارد فرصت را براي دشمني با جناح رقيب مغتنم شمرده و با استفاده از اخبار زرد مبني بر فشارهاي اقتصادي و تحريم هاي اقتصادي سعي ميكنند در دل اين ملت شك و ترديد ايجاد كنند ولي بايد گفت كه نميتوان دل اين مردم را نسبت به اين دولت صادق و اسلامي سرد كرد و ديگر دوره اصلاح طلبان به پايان رسيده اصلاح طلباني كه هميشه دشمنان اسلام و اين ملت چشم اميد به آنها داشته و الحق آنها هم چراخ سبزهاي خوبي در دوران خود نشان داده اند.
در اوايل آبان ماه ٬ از سوي انجمن صنفي روزنامهنگاران ٬ 21نفر از روزنامه نگاران و خبرنگاران شاغل در روزنامهها و نشريات موسوم به اصلاح طلب ٬ گزينش و انتخاب شدند تا در آمستردام هلند ٬ كارگاههاي آموزشي را در زير نظر اساتيد رسانهاي اروپا طي نمايند.سرپرست گروه اعزامي را بهروز گرانپايه كه در سال 81 به جرم جاسسوسي و نظر سازي در مؤسسه آينده بازداشت شده بود ٬ برعهده داشت.همزمان با اعزام اين خبرنگاران به آمستردام ٬ اليزابت چني كه رياست ميز ايران در وزارت خارجه امريكا را بر عهده دارد ٬ از افتتاح اولين (( دفتر حمايت از دموكراسي و آزاديهاي مدني)) در دبي خبر داد و عنوان كرد هدف از افتتاح اين دفتر ٬ ساماندهي روزنامهنگاران داخلي و اپوزيسيون خارجي جهت راهاندازي نهضت نافرماني در ايران است.
اعزام 21 روزنامه نگار ايراني به هلند در حالي انجام شد كه در ارديبهشت ماه سال جاري نيز ٬ تعدادي از روزنامهنگاران و مديران اصلاح طلب ٬ براي ديدار با اليزابت چني به هلند سفر كرده بودند. آن سفر به ميزباني فرح كريمي عضو پارلمان هلند انجام شده بود.در آن سفر نيز برنامههاي چند مؤسسه اروپايي و هلندي براي راهاندازي يك شبكه تلويزيوني فارسي زبان ٬ شبكه راديويي ((زمانه)) چند نشريه خبري و تحليلي ٬ روزنامههاي آنلاين و پشتيباني از ايجاد وبلاگهاي شخصي در ايران توسط فرح كريمي و اليزابت چني تشريح شده بود.
با توجه به نوشتههاي بالا انجمن صنفي روزنامهنگاران اقدام به برگذاري دورهآموزشي روزنامهنگاران مدني كرده كه از شنبه به مدت ۷ روز آغاز شده و اداره كنندگان آن هلندي هستند.چيزي كه جاي تعجب دارد اين است كه چطور وزارت فرهنگ و ارشاد براي چنين دورههايي كه در واقع تربيت سربازان جنگ نرم براي انقلاب هاي رنگين ميباشند مجوز صادر ميكند .
بايد توجه داشت كه خبرنگاران و سازمانهاي مدني غير دولتي به عنوان محيا كنندگان شرايط و يا به عبارتي سربازان نرم اين نوع انقلابها هستند و بايد با احساس مسوليت از گرفتاري در اين دام كه بعضاً با پيشنهادهاي ادامه تحصيل در دانشگاههاي اروپايي و برخورداري از امكانات رفاهي ميباشد گرفتار نشوند.
در اين هفته شاهد اين بوديم كه خبرنگاراني كه به دعوت يك موسسه غير دولتي براي آموزش به هلند رفته بودند در راه بازگشت در فرودگاه مورد بازجويي قرار گرفتند كه سخنان مختلفي در اين مورد بيان شد. به نظر شما مسؤلان امنيتي يك كشور حق ندارند عوامل مشكوكي كه بر ضد امنيت يك كشور فعاليت ميكنند٬ بدون در نظر گرفتن موقيت شغليشان آنها را كنترل كنند؟
در چند ماهه گذشته پارلمان هلند ٬ بودجه پارلماني براي سايتهايي همچون گذار و راديو زمانه و... تصويب ميكنند و اين بودجه رو در اختيار يك مؤسسه خير دولتي ميگذارد.بر هيچ كسي پوشيده نيست كه حتماً پارلمان هلند سودي در اين ماجرا ميبرد كه براي اين برنامه هاي فرهنگي بر ضد ايران بودجه تصويب ميكند.اين سياستها در ادامه همان سيايتهاي امريكايي كه نمونه امريكايي آن راديو فردار است ديده ميشود ولي از آنجا كه ديگر نام امريكا براي ايرانيان حساسيت برانگيز شده از كشورهاي ديگري همچون هلند براي اين پايگاه ضد ايراني استفاده شده.بعد از اين پيش ضمينه كه گفته شد در مورد اين ماجرا بايد گفته كه: يك موسسه غير دولتي از تعدادي از خبرنگاران براي دوره آموزشي در هلند دعوت ميكنند و بسيار ساره لوحانه است كه كسي فكر كند اين قضيه اموزش خبرنگاران هيچ ربطي به نحوه استفاده از اين بودجه پيشبرد دموكراسي پارلمان هلند ندارد.مطمئناً يك ارتباط مستقيم هست و اين مؤسسه به اصطلاح غير دولتي هم يم سازمان دولتي هلندي براي پيشبرد انقلاب رنگين در ايران است چون نتيجه اين انقلابها را ديدهاند.حالا به نظر شما مسولان امنيتي كشور بايد بگذارن اين خائنين همينطور در مملكت بگردند و با بيگانگان براي صدمه به اين كشور ارتباط داشته باشند؟
به نظر شما چرا سازمانهاي به اصطلاح مدافع حقوق بشري به خبرنگاران حساس شدهاند؟جواب خيلي ساده است چون آنها از طريق اين موسسات جعلي مدافع حقوق بشري كه در واقع راهي براي تغيير نرم حكومتها و آماده سازي براي انقلابهاي رنگين است استفاده ميكنند و خبرنگاران بهترين گزينهاند و سعي ميكنند براي آنها معافيت قانوني ايجاد كنند و براي آنها امكانات مادي فراهم ميكنند و آنها هم كشور خود را در مقابل يك مشت پول كثيف ميفروشند.براستي حكم اين خائنين چيست؟
دقيقاً دو ماه ميشه كه ننوشتم ٬ خودم هم نميدونم براي چي ميلي به نوشتن نداشتم .ولي دوباره ميخوام شروع كنم اينبار با انرژي بيشتر و آگاهي بيشتر.خدمت اون دوستاي عزيزي كه هم فكر ميكنن من مواجب بگير دولت هستم بايد بگم كه اشتباه ميكنند من فقط يه پسر 22 ساله هستم كه دغدغههاي فكري خودم رو دارم و قبول دارم كه تو اين مملكت هيچي سر جاي خودش نيست ولي براي اتحاد بين مردم كشور و استقلال كشور اهميت زيادي براش قائلم چون من در شهري زندگي ميكنم كه گوشه گوشه او بوي جنگ و شهادت ميده و اين بهايي است كه براي استقلال اين مملكت داده شده. و براي من سخت هست كه ببينم بعضي ها براي بدست آوردن پول و قدرت حاظرن به مملكتشون خيانت كنند.
براي من خيلي عجيب است كه چرا اين كشورهاي اروپايي و امريكا به مسئله پيشبرد دموكراسي در ايران علاقهمند شدهاند. در دنيايي كه تنها منافع يك كشور اهميت دارد و نه هيچگونه اخلاقي و دوستی ساده لوحانه است که بگوييم كه آنها دوستداران مردم ايرانند و به همين خاطر در مجلس كشورشان براي پيشبرد دموكراسي در ايران بودجه تعيين ميكنند و همهي اينها مخاطبان خود را نسل جوان قرار داده اند.چند سال پيش راديوي فردا بود كه معروف به راديوي سازمان سيا هست و الان هم راديو زمانه و گذار و هر دو از طرف پارلمان هلند بودجه خود را تامين ميكنند.
راديو زمانه درباره هدف خود مينويسد: " با هدف تعامل فرهنگها و پيشبردِ آرمان حقوق بشر، در آمستردام بنيادگذاشته شده. منبع مالی اصلی راديو زمانه، بودجهی مصوب پارلمان هلند است که در اختيار يک نهادِ رسانهای مستقل با عنوان Press Now قرار گرفته است." و گذار در مورد حامي مالي خود مينويسد:" بخش اصلی پشتوانهی مالی انتشار گذار از محل وزارت امور خارجهی دولت هلند، در پیوند با بخش حقوق بشر و دموکراسی این وزارتخانه تامین شده است."
به نظر شما چرا پارلمان هلند به فكر پيشبرد دموكراسي در ايران كرده؟آيا آنها در كشورشان ديگر مشكلي ندارند كه بخواهند سرشان را براي حقوق زنان و آزادي در ايران ببندند؟شك نكنيد كه منافعي در اين است كه براي او بودجه پارلماني ميگذارند و دست متحد ديگري در كار است و آن كشور ديگري نيست جز امريكا ٬كه همه از دموكراسي او در افغانستان و عراق و لبنان و فلسطين با خبرند آنها ميخواهند با اين حرفهاي قشنگ به يك انقلاب مخملي برسند چون جوابش را در كشورهاي مستقل شده از شوروي سابق گرفتهاند.
جاب اينجاست كه از طرف قشر به اصطلاح روشن فكر روزنامهنگار مورد استقبال هم قرار ميگيرند و مورد تعريف و تمجيد ميشوند خوب حق دارند چون اگه جذب اين بازار پيشبرد دموكراسي بشن ميتونند بورس بگيرند و ببرنشون در مورد دموكراسي و جنبشهاي زنان كه الان رو دوره مطالعه و تحقيق كنند و كلي هم پول بهشون ميدن بلاخره آدم در همه حال بايد تو فكر جيبش باشه يا نه؟
