امشب آخرين شب سال 85 است سالي كه براي من پراز ماجراهاي تلخ و شيرين روزگار بود نميدانم چرا اصلاً از اين سال خوشم نيامد شايد به خاطر كم كاريها و تنبليهاي خودم بود و بحرانهايي كه هر از چند گاهي سراغم ميآمد٬غفلتهايي كه باعث دوري از خدا ميشد و آن موقع با دوري از خدا احساس تنهايي و پوچي و تنبلي بهم دست ميداد. از نظر درسي هم خيلي سال بدي بود براي من و اينكه نتوانستم از موقعيتهايي كه براي فراگيري فعاليت تخصصي رشته خودم بدست آمد استفاده كنم .
نميدانم چرا همش دارم احساس ميكنم كه سال جديد براي من خيلي روشن و خوب خواهد بود يك جوري دارم احساس ميكنم كه مشكلاتم دارن ديگه حل ميشن . با خودم عهد بستم كه در اين سال جديد عوض بشم و به هدفهاي نرسيده خود برسم اميدوارم كه خوداي بزرگ به من كمك كنه و من رو تنها رها نكنه و هميشه مواظب باشم تا خطاهام رو بهم نشون بده تا راه صحيح رو انتخاب بكنم .
روز يكشنبه همين هفته جمعي از زنان كه در واقع خود را مدعي العموم زنان ميدانند و به نمايندگي از اين همه زن ايراني بلند شدهاند تا حقوق ضايع شده شان را بگيرند در برابر دادگاه انقلاب با آمادگي قبلي و دعوت عمومي با نوشتن اعلاميهاي كه خواستار حضور زنان شده بودند تجمع كردند و اين جمعيت به گفته اي حداكثر ۵۰ نفر بوده و به گفته خودشان آماده بودن تا همزمان با برگزاري دادگاه ۵ نفر از دوستانشان به سياستهاي يك ساله دولت در رابطه با فعاليتهاي زنان اعتراض كنند.اولين مسئله اين است كه آنها ميگوند طبق قانون اساسي ميتوانند تجمعي داشته باشند ولي اين حقوقدانان واقعاً نميداند دادگاه چه مكاني است كه ميخواهند جلوي آن تجمع كنند.همه ميدانند كه محيط دادگاه يك محيط نظامي تلقي ميشود و مقررات خاص خودش را دارد و اين تجمع با تجمعات مكانهاي ديگر فرق دارد.مسئله دوم اين است كه بعضي خبرگزاريهاميگويند كه تجمع كنندگان هيچگونه پلاك كاردي نداشته اند در صورتي كه شاهدان عيني كه ماجرا را گفتهاند پلاك كاردها را ديدهاند و ابتدا به آنها هشدار داده شده و بعد تلاش كردهاند كه آنها را متفرق كنند ولي آنها پافشاري ميكنند و ميمانند و بعد دستگير ميشوند و بلاخره به هتل اوين ميروند كه جاي بزرگاني چون شهرام جزايري بوده و از اونجا تونسته شركت ثبت كنه. از نظر من اين اقدام به صراحت دنبال كننده آن انقلاب نرم و از نمادهاي بودجه امريكايي ميباشد كه همانطور كه قبلاً گفتم امريكا و كشورهاي اروپايي سعي دارند از اين موضوع خبرنگاران و حقوق زنان و حقوق بشر كه واقعاً دستمايهاي براي زورگويان است استفاده ابزاري كنند و با دروغ پردازي ها سعي بر نشان دادن غير واقعيتها در ايران هستند.اگر اقدام آنها عليه امنيت اين ملت صبور نيست پس چيست؟اقدامي كه بلافاصله رسانههاي غربي آن را در بوقهاي خودشون ميزارن و پخش ميكنن. و جلسه تشكيل ميدن تو ايران فلانه و....
وقتي كه مصاحبه پرستو رو با راديو زمانه شنيدم چهره زندان براي من فرو ريخت.او با يك هيجان و شوق از هتل اوين ميگفت و از رفتار خوب مهماندارهاي آنجا و گله كرده بود از اينكه اتاقشون كوچيك بوده و نميگذاشتن پنجرهاي با كنن كه هوا عوض بشه! من هم پيشنهاد دادم كه براي ۸ مارس اگه بازم هواي هتل اوين رو كردي بگو كه برات يه اتاق كنار بزارن كه يه پنجره رو به حياط داشته باشه.جالب اينجاست كه بعضي ها ميخواهند به زور بگويند به آنها بد گذشته در صورتي كه خودشان خيلي راضي هستند.
من هنوزم سر حرفم هستند كه اگه اين مدافعان حقوق زن راست ميگن اين دفتر هاي اروپايي امريكايشون رو ببندند و از حقوق پايه اي زناني كه همون آموزشه شروع كنند.و از اول برن تو روستاها و با چادر نشينها تا بفهمند اون زنان به خاطر بيسوادي و عدم آموزش چطوري حقشون ضايع ميشه.اونوقت ببينن مردم و دولت حمايتشون نميكنند؟ميتونند آموزشهاي بهداشتي و اجتماعي و درسي بدن كه به نظر من بهترينه. نه اينكه همش تو اروپا دوره برن و با دشمناي اين مملكت ندانسته يا دانسته رابطه برقرار كنند و به اونها خدمت كنند و اگر خواستن جلوي اينكارشون رو بگيرند بگن كه آزادي نيست براي خيانت به مردم كشورم و جلوي دادگاه تجمع كنن و حقالناس را با تاخير در كار مردم تضييع كنند.به نظر شما اين كار شما چه كمكي به زنان اين كشور كرد چه كمكي به اون زن روستايي كرد.تنها دل دشمنان اين نظام رو شاد كرد تا چند روزي دست به جنگ رواني بزنند الحق كه خوب اموزش ديده ايد.
مرتبط:
پرستو دوكوهي به عنوان فردي كه در اولين گروه از آزادشدگان بود امروز بعد از ظهر ميرود تا گزارشكار خود را به طراحي كنندگان اين پروژه تحويل بدهد.
