همیشه از پروانهها خوشم اومده چون توی این همه حشره بیترکیب واقعاً یک شاهکاره برای خلقت٬از همه زیباتر اینه که از کرم بوجود میاد واقعاْ عجیبه از یک کرم زشت یک موجود زیبا خلق میشه. یادمه اونوقت که ابتدایی بودم یه دو روزی توی یه تابستون٬ همراه یک باد پروانهها به شهرمون هجوم اورده بودن اینقدر قشنگ بودن که نگو ٬ بیشترشون هم نارنجی بودن وقتی که حرکت میکردی بهشون میخوردی.برای شکار این پروانههای زیبا با همه بچههای محل کارتونهایی دستمون گرفتیم و وقتی که اونا داشتن با باد طرفمون میومدن محکم مزدیم بهشون و اون بیچارهها گیج میشدن و میوفتادن روی زمین منم میزاشتمشون توی یه پلاستیک تا به شکارم ادامه بدم(چقدر بیرحم بودم من!) واقعاً که پروانههای خیلی زیبایی بودن ٬بعدش همه اونا رو توی یه دفتر 100 برگ چسبوندم یعنی یعنی میخواستم کلکسیونر بشم.
یه روز که داشتم تو باغمون قدم میزدم چشمم افتاد به یه پروانه که روی فنس نشسته بود با احتیاط بهش نزدیک شدم آخه میترسیدم بپره ولی در کمال تعجب دیدم بیحرکت موند حتی دستم رو به بالش زدم نرفت منم دست بکار شدم تا با دوربین دیجیتالم یه شاهکار هنری!!خلق کنم. جالب اینجاست که خودم اونو پرواز دادم خیلی احساس زیبایه که آدم به یک موجود که قابلیت پرواز کردن داره اون رو رها کنه .بنظر من یک تضاد خیلی قشنگ در اومد پروانه که نماد آزادیه در مقابل فنس که نماد زندانی بودنه٬ نظر شما چیه؟

