سینمای معنیگرا همیشه برای من جذاب بوده و میشه گفت به این نوع فیلمها علاقهی زیادی دارم هر چند که باید شاهد این باشم که کمترین فیلمها را از این نوع در سینمای ایران ببینم و این برای من ناراحت کننده هستش فیلمهای ایرانی که بیشتر دارن دور یک درون مایه ثابت عشقی و یا شکست رقیب عشقی و یا انتقام و خیانت مچرخه و بیشترین هدفشون رو به فروش بیشتر با محتوای کم ارزشتر میدن.
هر یکشنبهها از شبکه 4 در برنامه سینما ماوراء فیلمهایی با این موضوع پخش میشه که من سعی میکنم این فیلم رو از دست ندم هفته پیش فیلم پروانه آبی یا The Blue Butterfly رو گذاشته بود و این هفته بازهم همین فیلم رو تکرار کرد که من باز هم دوباره تا آخر دیدمش. کارگردان این فیلم خانم لئاپول کارگردان سویسی هستش که محصول سال2004 بود.
درون مایه این فیلم به موضوع رویا و ایمان و معجزه میپردازه.در این فیلم پسربچه 10 سالهی که پدر خودش رو در یک تصادف از دست داده دچار سرطان هستش و بعد از شیمیدرمانی او تعادل خود رو از دست میده و روی صندلی چرخدار مینشینه و دکترا از معالجه او ناامید میشدن و خبر از مرگ نزدیک او میدن.این پسر بچه در افکار خود رویای رسیدن به پروانه آبی رو داره که به عنوان آخرین رویای زندگی میخواد به اون برسه و برای رسیدن به این راه به همراه مادر و یک حشره شناس معروف راهی جنگلهای بارانی میشن و در این راه با مشکلات فراوانی مواجه میشن و این پسر با ایمانی که به هدف خودش داره همهی این مشکلات رو پشتسر میزاره و برای رسیدن به هدفش امیدوارانه حرکت میکنه بقیه ماجرا رو خودتون ببینید....
واقعاً رویا و امید دو تا از زیباترین کلمات و معانی در این دنیا هستن ما با رویاهای خود میتوانیم هدفهایی رو برای خود تجسم کنیم و با امید و ایمان به هدف خود٬ میتوان با تلاش به رویاهای خود برسیم.

