ولايت فقيه و رهبري جامعه اسلامي از مهمترين مسائل حكومت اسلامي است . در دين ما از ولايت فقيه به عنوان زمام دار امور تا ظهور منجي نام برده شده و حاكم اصلي جامعه ميباشد.امروزه تب و تاب انتخابات مجلس خبرگان و تعيين نماييندگان خبرگان براي نظارت و انتخاب رهبري از سوي مردم زياد است .مردم با انتخاب اين نمايندگان يك مشروعيت مردمي به رهبري ميدهند.
در دوران 8ساله اصلاحات مسئله ولايت فقيه و رهبري مورد هجوم نوكران گول خورده پيشبرد دموكراسي در ايران مانند گنجيها قرار گرفت آنها ميخواستند با به چالش كشاندن مسئله رهبري از قدرت رهبريت و ولايت فقيه بكاهند و مطمئناً جامعهاي كه رهبريتي مقتدر نداشته باشد بسيار شكننده خواهد بود و آنگاه با طرح براندازي نظام از درون و ايجاد تفرقه بين اركان نظام در آن صورت فروپاشي حكومت اسلامي بسيار راحت بود چون ما با حكومتي روبرو بوديم كه رهبري در آن نبود كه اين توطئه با لطف خداوند بزرگ برملا شد و همكنون با توجه به همبستگي اركان نظام اين ايدئولوژي امريكا با شكست مواجه شده است و سعي دارد از طريق اجماعهاي بينالمللي بر ضد فعاليتهاي صلح آميز هستهاي٬ نظام را به چالش بكشاند.
در همهاي اين چندساله به همه ثابت شده كه اگر رهبري با اقتدار در راس حكومت نميبود تا به حال دشمنان نظام به اهداف خود يعني فروپاشي حكومت اسلامي رسيده بودند.و هرگاه در بين اركان نظام اختلافي بوده رهبري همه را به اتحاد و همدلي دعوت ميكرده از اين نمونه ميتوان به رد صلاحيت نامزدهاي اصلاحطلب ريسجمهوري اشاره كرد كه دشمنان سعي ميكردند با جنچالهاي رسانهاي از آن استفاده كنند با بينش وسيع رهبري برملا شد و مشخص شد كه مردم آنها را نميخواهند. و در مورد مسائل هستهاي كه با اقتدار فرمودند كه ايراني براي حق خود از ديگري نظر نميخواهد جاي هرگونه شك وشبههاي را در مورد مسئله هستهاي از بين برد.
من خودم سخنرانيهاي رهبري رو خيلي دوست دارم و پيگيري ميكنم و بنظر من اگر اين مسئولين حرفهاي ايشون رو عمل كنند مطمئناً ما يك جامعه آرماني خواهيم داشت.

