تبليغاتX
افکار نوشت - مرگ
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385
مرگ

همه ما انسانها با مفهوم مرگ آشنا هستیم و هر کس با توجه به ایدولوژی که دارد با این مسئله برخورد می‌کند.هنوز برای من مبهم که انسانی که به خدا و آخرت ایمان ندارد چطور می‌تواند زندگی کند آیا او تا حالا نپرسیده برای چی به این دنیا آمده و به کجا می‌رود، مطمئناً چنین انسانی اگر این سوالها را از خود بپرسد چون این دنیا را بی‌هدف می‌بیند همه چیز برای عذاب آور خواهد بود.ولی کسانی که این دنیا را هدفمند و پلی برای رسیدن به حقیقت می‌دانند مرگ را پایان زندگی نمی‌دانند بلکه او را پایانی برای یک شروع جدید می‌دانند.

دیروز رفتم مجلس ترحیم برادر یکی از دوستام که در سن 25 سالگی بر اثر تصادف رحمت خدا رفت و دوستم و یکی دیگه از دوستام که باهاش  بودن و می‌خواستن برن نمایشگاه کتاب تهران هم زخمی می‌شن و خدارو شکر حاله اونا خوبه ولی غم از دست دادن برادر بزرگ اونوقت جلوی چشمات خیلی سخته بیچاره امید خیلی براش سخت بود ٬ وقتی که وارد مسجد شدم ناخودآگاه چشمام خیس شدن و بدنم سست شد خیلی سعی کردم و تونستم به خودم مسلط بشم واقعاً مرگ از دست دادن یک عزیز خیلی سخته ولی یک چیز به آدم آرامش میده "همه از خداییم و بسوی او میرویم" واقعاً اگر چنین مفهومی نبود زندگی غیر ممکن بود.

نوشته شده توسط bluelyrical در 23:57 | | لینک به این مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin